گـزارش سفـر رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام به استان كرمان

 

‌‌‌‌‌سه‌شنبـه

26 آذر ماه 1392 هـ.ش  / 14 صفر 1435 هـ.ق   / 17 December 2013 M

[ آغاز سفر به استان كرمان]

 

پس از سوار شدن آيت‌الله هاشمي رفسنجاني و هيأت همراه، خلبان خسروتاج، پس از قرائت دعاي سفر، خوشآمدگويي و يادآوري نكات ايمني، گفت: «پس از يك ساعت و پنج دقيقه پرواز در ارتفاع 31 هزار پايي به رفسنجان مي‌‌رسيم.»

ساعت دقيقاً 27/13 دقيقه بود كه هواپيمايي ايرباس S300، مدل 600 همراه با صلوات مسافران از زمين كنده شد و در آسمان آفتابي آخر پاييز تهران به پرواز درآمد و به سمت مركز ايران حركت كرد، هر چند آلودگي هوا نمي‌گذاشت كوچك شدن تدريجي ابرشهر تهران را ببينيم.

ناهار را ميهمان شركت هواپيمايي ماهان در هواپيما و پس از آن ميزبان، آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در كنار صندلي هاي خود بوديم كه براي احوالپرسي و آشنايي با همسفران آمده بود. هنوز برنامه ايشان براي احوالپرسي با همه مسافران تمام نشده بود كه خلبان گفت: «تا چند دقيقه ديگر در فرودگاه رفسنجان به زمين مي‌نشينيم».

وقتي صداي نشستن چرخ هواپيما را بر باند فرودگاه رفسنجان شنيديم، به شكرانه سلامت، صلوات فرستاديم و منتظر توقف كامل مانديم.

وظيفه خبرنگاري حكم مي‌كرد كه براي پوشش اتفاقات بيرون از هواپيما، زودتر از رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام پياده و به  انبوهي از خبرنگاران استاني ملحق شويم.

* * *

[ در فرودگاه رفسنجان]

 

با توقف كامل هواپيما، نماينده ولي‌فقيه در استان و استاندار كرمان وارد هواپيما شدند تا به ميهمان خويش خوش‌آمد بگويند.

پاي پله هاي هواپيما عكاسان و خبرنگاران، مسلح به دوربين و ميكروفون ايستاده بودند تا لحظه‌ها را شكار كنند. الويت با خبرنگار واحد مركزي خبر است كه از اهد اف سفر بپرسد و ديگران پاسخ‌ها را بشنوند و مخابره كنند.

آيت‌الله هاشمي رفسنجاني از دريچه دوربين‌ها به مردم همه شهرهاي استان سلام مي‌دهند و عذرخواهي مي‌كنند كه به خاطر ضيق وقت فرصت سفر به همه شهرها را ندارند.

ايشان ديدار با علما، روحانيون، دانشجويان، شوراهاي شهرهاي استان و به ويژه مردم شهرهاي رفسنجان و كرمان را از برنامه هاي مشخص سفر خود معرفي مي‌كند و سپس به طرف مستقبلين مي‌رود كه در صفي واحد ايستاده بودند.

بيرون از درب اصلي فرودگاه گروهي از جوانان رفسنجاني با استفاده از فرهنگ اجتماعي منطقه به استقبال آيت‌الله هاشمي آمده بودند. همراهي اسب سواران و موتورسواران ؛ مسابقه وسايل مدرن و سنتي را در ذهن متبادرمي كرد و بزرگترها نيز كه با ماشين آمده بودند، صف بزرگي از خودروها را تشكيل دادند و مي‌دانم خوشايند آيت‌الله نيست.

* * *

[ مسجد جامع رفسنجان]

 

بدسليقگي مسؤولان برگزاري مراسم دوّمين سالگرد ارتحال آيت‌الله هاشميان در انتخاب محل مناسب، با ديدن انبوهي از مردمي كه در خيابان‌ها ايستاده بودند، اوّلين نقد به برنامه هاي سفر بود. تجربه سفر به كرمانشاه را داشتند و مي‌دانستند مردم براي استقبال همشهري خويش مي‌آيند، امّا فكر نمي‌كردند كه فضاي تقريباً وسيع مسجد جامع ساعت‌ها قبل از برگزاري مراسم پر شود.

با زحمت فراوان و از مسيري كه براي ورود شخصيت در نظر گرفته بودند، وارد مسجد  شديم، ولي جايي براي ايستادن نداشتيم. نمي‌دانم براي زنان هم جايي در نظر گرفته بودند يا نه؟

آيت‌الله هاشمي رفسنجاني كه آمد، شعار «صلي علي محمد، عزيز ما خوش آمد» مثل بمب منفجر شد و دست‌ها بود كه چون موج بالاي سرها مي‌چرخيد. ايشان در گوشه‌اي نشست تا قرآن به مجلس حلاوت معنوي ببخشد.

پس از آن حجت‌الاسلام رستگاري و امام جمعه رفسنجان براي سخنراني پشت تريبون قرار گرفتند و شعار «هاشمي هاشمي، منتظر تو هستيم» سخنانشان را ناتمام گذاشت.

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام كه در جايگاه حاضر مي‌شوند، ديگر صداي مردم قطع نمي‌شود. ايشان هم به احترام مردم كه ايستاده بودند و مشتاقانه شعار مي‌دادند، ايستاد و «بسم‌الله» گفت. مردم امّا هنوز سير نشده بودند. تفاوت شعارهاي جوانان و ميان‌سالان، شنيدني بود كه اينان مي‌گفتند: «صل علي محمد، يار امام خوش آمد» و آنان فرياد مي‌زدند: «هاشمي دوست داريم.»

* * *

[ موزه رياست جمهوري]

 

بعد از سخنراني در مسجد جامع به سوي موزه رياست جمهوري در مركز شهر رفسنجان مي‌رويم. با ديدن هداياي مختلفي كه در طول 35 سال گذشته به آيت‌الله هاشمي رفسنجاني داده اند و با نظم خاصي و براساس توالي تاريخي دريافت، چيده شده‌اند؛ به ياد خبرهاي دو سه ماه گذشته درباره هداياي رياست جمهوري سابق و اسبق در موزه كاخ سعدآباد افتادم كه مي‌گفتند شبانه گروهي آمدند و بردند.

بعضي از بخش‌هاي موزه تاريخ مصور انقلاب اسلامي و زيباترين غرفه آن مربوط به شهداي رفسنجان است كه تصاويرشان زينت‌بخش موزه فرمانده 8 سال دفاع مقدس بود كه اتفاقاً با حكم حضرت امام (ره) به ايشان شروع شد و با نامه تاريخي امام براي پذيرش قطعنامه 598 به پايان رسيد، هر چند وفاداري به آرمانهاي شهدا در جامعه پاياني ندارد.

* * *

[ دو جلسه در موزه]

 

پس از اقامه نماز مغرب و عشاء در نمازخانه موزه، اوّلين جلسه با اعضاي ستاد گسترش رفسنجان بود كه مديران سازمان‌ها و نهادهاي وابسته به كشاورزي و صنعت گزارشي از اوضاع نابسامان محصولات كشاورزي ؛به ويژه خشكسالي در زمين هاي پسته دادند و آيت‌الله هاشمي رفسنجاني با ابراز اميدواري براي حل تدريجي مشكلات؛ از طرح‌هاي بزرگي گفت كه اگر اجرا شوند، ديگر كشاورزي رفسنجان پژمرده نمي‌شود.

جلسه دوّم با اعضاي شوراهاي بخش‌ها و روستاهاي دو شهر رفسنجان و انار بود كه اوّل هفت نفر به نمايندگي از حوزه هاي انتخابيه خويش در رفسنجان، انار، بخش فردوسيه و روستاهاي عرب‌آباد، جواديه، كشكوئيه و بهرمان گزارشي از اوضاع دادند و سپس استاندار تازه‌كار استان پشت تريبون قرار گرفت و با صداقت تمام گفت: ده روز است كه آمده ام و اطلاعات كاملي ندارم، ولي عزم من براي جبران عقب‌ماندگي‌هاي تاريخي و عقب‌افتادگي‌هاي سالهاي اخير جزم است و دست ياري به سوي همه كارشناسان و به خصوص آيت‌الله هاشمي رفسنجاني دراز مي‌كنم كه تجربه هايش سرمايه‌اي گرانبها نه براي ما كه براي همه ايران است.»

جلسه نسبتاً طولاني و خسته كننده اي بود؛ ولي دقت آيت الله هاشمي رفسنجاني براي استماع گزارش‌ها واقعاً جالب و ستودني بود.

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام كه در جايگاه حاضر شد، از تدوين سياست‌هاي كلي بخش خصوصي و انتظار رهبري نظام براي انقلاب اقتصادي گفت و سپس تأسف خورد كه دولت سابق به قول آيت‌الله شاهرودي، با تصويب شتابزده سهام عدالت، بمبي در ساختار سياست‌ها گذاشت.

آيت‌الله هاشمي رفسنجاني پس از يادآوري طرح‌هاي مهم ؛مخصوصاً براي احياي كشاورزي، وارد بحث سياسي شد و از سابقه افراط، تفريط و اعتدال در صدر اسلام، زمان امام علي(ع) و دوران انقلاب اسلامي گفت و تأكيد كرد: وقتي ديديم افراط دارد پدر مردم را درمي‌آورد و جلوي پيشرفت كشور را مي‌گيرد، به اصرار مردم وارد شديم و بقيه ماجرا را خودتان مي‌دانيد، چون خودتان تمام كرديد.

* * *

[ ديدار با علما و طلبه‌هاي رفسنجان]

 

فشردگي برنامه‌ها فرصت تنظيم خبرها را به ما و خبرنگاران نمي‌دهد، امّا نمي‌خواهيم و نمي‌توانيم برنامه‌اي را از دست بدهيم. ساعت 5/8 شب بود كه وقتي پس از پايان جلسه با شوراها در موزه رياست جمهوري اعلام كردند، برنامه بعدي ديدار با علما و طلبه هاي رفسنجان در حسينيه منزل آيت‌الله هاشميان است، به آنجا رفتيم.

وقتي زنان بسياري را در قسمتي از حسينيه ديدم، از تركيب جمعيتي پرسيدم و گفتند: «اقوام هم آمده‌اند تا آيت‌الله را ببينند.»

حجت‌الاسلام انصاري كه گويا فرزندش اوّلين شهيد رفسنجان در زمان مبارزه است، لب به سخن گشود و از نقش آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در سال‌هاي مبارزه گفت و وقتي نوبت به ايشان شد، از علم و علماي عامل گفت و تأكيد كرد: علمايي كه با دانش خود خدا ‌را مي‌شناسند، خشوع دارند.

پس از سخنراني، سفره پهن شد و شام در فضايي صميمي صرف شد و پس از آن اعلام كردند كه برنامه هاي اوّلين روز سفر به پايان رسيد.

 

 

‌‌‌‌‌چهار‌شنبـه

27 آذر ماه 1392 هـ.ش / 15 صفر 1435 هـ.ق /  18 December 2013 M

[ در گلزار شهدا]

 

ساعت 8 صبح روز چهارشنبه بود كه وارد گلزار شهدا شديم. دقايقي بعد آيت‌الله هاشمي رفسنجاني با همراهي استاندار و حجت‌الاسلام رمضاني، امام جمعه رفسنجان آمدند. بر مزار شهدا فاتحه خواند و به سوي مرقد هم‌كلاس مكتبخانه، همسفر قم، همرزم مبارزه و همدل عمر، يعني آيت‌الله هاشميان رفت كه در كلامش معروف به «شيخ  محمد» بود.

به ياد خاطره‌اي افتادم كه آبت‌الله هاشمي رفسنجاني مي‌گفت: وقتي به قم رفتيم، ما براي سفراش لباس روحانيت به خياطي بردند و خياط لباس مرا زود آماده كرد و براي لباس شيخ محمد بدقولي كرد و او در زمستان اوّلين سال مهاجرت در قم خيلي به زحمت افتاد.

* * *

[ دانشگاه آزاد اسلامي رفسنجان]

 

از گلزار به دانشگاه آزاد رفسنجان رفتيم. مي‌گويند باني مادي و معنوي اين دانشگاه آيت‌الله هاشميان بود. پس از بازديد عبوري از ساختمان‌ها و پورژه هاي در حال توسعه به سالن اجتماعات رفتيم كه دانشجو و استاد منتظر رئيس هيأت مؤسس و هيأت امناي دانشگاه بودند.

مراسم با تلاوت آياتي از قرآن آغاز شد و پس از آن آقاي آذين، نماينده رفسنجان و انار در مجلس شوراي اسلامي و حجت‌الاسلام رمضاني، امام جمعه رفسنجان سخنراني كردند. از غيبت دكتر حميد ميرزاده، رئيس دانشگاه آزاد پرسيديم كه گفتند به خاطر وخامت حال پدرشان به سيرجان رفتند.

آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در ميان شوق و اشتياق دانشجويان در جايگاه حاضر شد و ابتدا از سابقه علم، مخصوصاً دانش پزشكي ايرانيان گفت كه غربي‌ها در خلال جنگ‌هاي صليبي، كتاب‌هاي بزرگان ايراني را ترجمه كردند كه اكثراً مواد  درسي دانشجويان اروپايي شد.

در ادامه از خاطرات گفت‌وگوي خود با امام (ره) براي دانشگاه آزاد گفت و برنامه هايي كه براي توسعه آن در داخل و خارج داشتند.

يك ميليون و 700 هزار دانشجو و 20 ميليون متر فضاي آموزشي را دستاورد تيزبيني امام براي موافقت با تأسيس دانشگاه آزاد اسلامي دانست كه اگرچه از مساجد و مدارس شروع شد، امّا امروزه بزرگترين دانشگاه حضوري جهان است.

* * *

[ افتتاح مركز بنياد بيماري‌هاي خاص]

 

 

ساعت 5/11 صبح بود كه وارد محوطه مركز بنياد بيماري‌هاي خاص شديم. آيت‌الله هاشمي رفسنجاني پس از بهره‌برداري از لوح يادبود بنا، از قسمت‌هاي مختلف مركز بازديد و از چند بيمار كه مشغول دياليز بودند، عيادت و گفت‌وگو كرد.

علي محمدي‌نژاد كه سرهنگ بازنشسته نيروي هوايي بود، از روند بيماري و چگونگي دياليز خويش گفت و براي پيوند تقاضاي كمك كرد كه آيت‌الله قول مساعد داد.

در طول بازديد آگاهي محمدحسين مرعشي، مسؤول مركز، دكتر اسماعيلي، رئيس دانشگاه علوم پزشكي رفسنجان و خانم فاطمه هاشمي رئيس مركز بنياد بيماري‌هاي خاص توضيح مي‌دادند و پس از آن در مراسم افتتاح كه در سالن مركز برگزار شد، شركت كردند.

در مراسم پس از ارائه گزارش چند مسؤول از چند خيّر و تلاشگر هم تقدير شد كه لوح خويش را از دست آيت‌الله گرفتند و پس از آن به سخنان ايشان گوش دادند كه از اهميت رسيدگي به بيماران خاص و مشكلات خاص‌تر خانواده هاي آنان گفت و طرح بيمه جامع تأمين اجتماعي كه لايحه‌اش را در دولت خويش به مجلس داد و دولت پس از آن به بهانه تكميل طرح از مجلس پس گرفت و به خاطر تأكيد رهبري برناسالم بودن منابع آن ديگر هيچ وقت به مجلس برنگشت.

مراسم كه تمام شد، از دانشگاه ولي‌عصر رفسنجان نيز بازديد عبوري كرد و با دانشجويان كه در درب ورودي تجمع كردن، احوالپرسي و خيلي كم گفت‌وگو كرد.

* * *

[ دو ديدار عاطفي]

 

نيم ساعت از ظهر گذشته بود كه گفتند برنامه بعدي دو ديدار متفاوت از برنامه هاي رسمي است. اوّلين آن ديدار با خواهر خويش صديقه خانم در منزل بود كه از حال و روز ايشان و شوهرشان، ميرزا پرسيد و اينكه چرا ديگر به بهرمان نمي‌روند؟

بعد از آن ديدار با دوست سال‌هاي نوجواني، حجت‌الاسلام شيخ عباس‌ پورمحمدي بود كه وقتي ديد رفيق شفيقش آلزايمر گرفت و گذشته‌ها را  به ياد ندارد، آهي كشيد بر پشياني او بوسه زد.

شيخ عباس كه انگار در آيينه ذهنش، گذشته هاي شريني را مرور مي‌كرد، پلك نمي‌زد و به آيت‌الله هاشمي رفسنجاني نگاه مي‌كرد و اصلاً پاسخ سئوالات را نمي‌داد تا اينكه آيت‌الله گفت: ماهونك نمي‌رويم؟

نمي‌دانم ماهونك كجاست، ولي وقتي در لبخندهاي خاطره‌انگيز شخي عباس را ديدم، متوجه شدم كه بايد جايي در دفتر خاطرات جواني اين دو دوست باشد.

* * *

[ ديدار با خانواده‌هاي شهدا]

 

برنامه بعدي ديدار با ايثارگران و خانواده هاي شهداي رفسنجان در حسينيه شيخ‌محمد بود كه جايي براي موزه انداختن نبود.

به خاطر تأخير برنامه، آيت‌الله عذرخواهي كرد و درباره عظمت خانواده هاي شهدا در انقلاب اسلامي گفت كه اگر جامعه در شرايط بحراني تحريم، مقاومت مي‌كند و اگر مردم در گراني‌ها و مشكلات صبوري مي‌كنند، به خاطر اين است كه انقلاب را شناختند، به آن اعتقاد دارند براي تداوم نظام مبتني بر مكتب اهل بيت(ع) تحمل مي‌كنند.

با ديدن چند جانباز روي ويلچر، از عظمت آنان گفت كه سلامتي خود را دادند تا وجبي از خاك ميهن را به دشمن ندهند.

پس از سخنراني، ناهار در فضايي صميمي و البته بسيار فشرده صرف شد و آماده حركت به سوي زادگاه شدند.

* * *

[ جوشش عشق، در مسير زادگاه]

 

اگرچه آيت‌الله هاشمي را در دنيا با صفت نسبي «رفسنجاني» مي‌شناسند، امّا پسوند شناسنامه‌اي ايشان «بهرماني» است كه خود مي‌گويد: به معناي ياقوت سرخ است.

بهرمان روستايي در جلگه نوق است كه حالا ديگر شهر شده است و از رفسنجاني تقريباً 100 كيلومتر فاصله دارد. گويا باد خبر سفر آيت‌الله هاشمي رفسنجاني به زادگاه را به مردم روستاهاي مسير داده بود كه ورودي‌هاي روستاهاي فيض‌آباد، اسماعيل‌آباد، جهان آباد مرتضوي، مهدي‌آباد، علي‌آباد عليا، ناصح‌آباد و دولت ‌آباد شاهد جوشش عشق بود كه اوج آن در ميدان ورودي صفائيه يا همان فردوسيه بود كه استقبال به تمام معنا خودجوش بود.

آن قدر خودجوش و وصف‌ناپذير بود كه مسر حركت آيت‌الله، علي‌رغم مخالفت تيم حفاظت تغيير كرد و مردم ميهمان عزيز خود را به شهر خويش بردند. نوع استقبال هم روستا به روستا  متفاوت بود. يكجا گلريزان بود يكجا دسته هايي از كبوتران سفيد را پيش پاي ميهمان استقبال مي‌كردند. گروهي نيز با كاروان شتر به استقبال آمده بودند كه مراسم آنها به خاطر نزديكي اربعين تلفيقي از غم و شادي بود.

* * *

[ در مسجد جامع زادگاه]

 

بالاخره پس از دو ساعت تأخير به زادگاهش رسيد و به خاطر شيق وقت مستقيم به مسجد جامع زادگاه خود، بهرمان رفت كه زنان و مردان همشهري منتظرش بودند.

چند نفر صحبت كردند تا به رسم ادب خوش آمد بگويند و وقتي نوبت به آيت‌الله رسيد، گفت: چون به اذان مغرب نزديك مي‌شويم، نمي‌دانم چه بگويم.

ايشان در ادامه از وفاداري مردم ايران به نظام اسلامي و خلق حماسه سياسي در انتخابات 24 خرداد گفت كه دنيا را متعجب و مجبور به تغيير سياست تهديد و تحريم گرفت كه الان غربي‌ها براي گفت‌وگو با ايران از هم مسابقه مي‌دهند.

* * *

[ چند بازديد و چند ديدار]

 

حتماً آيت‌الله هاشمي رفسنجاني مي‌خواست وقت بيشتري را براي برنامه هاي روستاي خود بگذارد كه تا 14 سالگي حتي يكبار هم از آن دور نشد و پس از آن هم وقتي به قم رفت، به خبر بار اوّل كه سال دوري از وطن را تحمل كرد، پس از آن در هر رمضان و محرم به آنجا مي‌رفت و به عنوان طلبه با مردم خود صحبت مي‌كرد كه هنوز هم از خاطرات سخنراني‌اش در ابتداي ماه رمضاني يكي از هما سالهاي اوّل ده ه 30 مي‌گويد كه خطبه شعبانيه پيامبر اكرم را تشريح كرد.

بازديد از حمام قديمي روستا كه الان سفره‌خانه سنتي شده، ديدار خواهر خويش، حضور در منزل پدري، حضور در گلزار شهدا و فاتحه بر مزار شهدا و عمومي عزيزش، بازديد از دانشگاه آزاد بهرمان و افتتاح خوابگاه دانشجويي از برنامه‌هاي ايشان در زادگاه بود كه درباره خوابگاه گفت: خيّري آن را ساخت كه از همبازي‌هاي دوران كودكي ما بود، هر چند ما كمتر او را به بازي مي‌گرفتيم.

ساعت 7 شب بود كه خودروي حامل رئيس مجمع تشيخص مصلحت نظام، زادگاهش را ترك و به مقصد كرمان در جاده حركت كرد.

 

 

‌‌‌‌‌پنج‌‌شنبـه

28 آذر ماه 1392 هـ.ش / 16 صفر 1435 هـ.ق /  19 December 2013 M

[ جلسه هيأت امناي دانشگاه آزاد سه استان]

 

اوّلين برنامه آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در سومين روز سفر به استان كرمان، حضور در جلسه هيأت امناي دانشگاه آزاد استان‌هاي كرمان، سيستان و بلوچستان و هرمزگان بود كه در سالن جلسات دانشگاه آزاد اسلامي واحد كرمان برگزار شد.

ابتداي سه نفر به نمايندگي از سه استان گزارش دادند و سپس يك نفر شعري در وصف آيت‌لله هاشمي رفسنجاني خواند.

دكتر ميرزاده هم كه علي‌رغم بيماري پدر خود را به جلسه رسانده بود، گزارش كوتاهي داد و سپس آيت‌الله هاشمي رفسنجاني از برنامه هاي هيأت مؤسس و هيأت امنايي براي ارتقاي كيفي دانشگاه در داخل و گسترش كمّي آن در خارج گفت.

* * *

 

[ ديدار با دانشگاهيان دانشگاه‌هاي آزاد اسلامي كرمان]

 

در كنار سالن جلسات، سالن اجتماعات دانشگاه آزاد اسلامي واحد كرمان قرار داشت كه مملو از دانشجويان و استادان بود. گويا دانشجويان از صبح زود منتظر بودند كه وقتي آيت‌الله را در ميان خود ديدند، به وجد آمدند. ذوق و شوق جوانان به گونه‌اي بود كه سوت و كف و صلوات و شعار به هم مي‌آميخت و انگار هركس به لحن دل خون ابراز احساسات مي‌كرد. مراسم كه شروع شد، ابتدا چند نفر گزارش دادند و پس از دكتر ميرزاده، آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در جايگاه حاضر شد و حاضر نشد كه بنشيند. ايستاده آغاز كرد و لحن كلامش در صلابت و صداقت آدم را به ياد خطبه هاي نمازجمعه‌اش مي‌انداخت.

از همه چيز گفت، از شرايط آموزش عالي كشور در آغاز انقلاب، ضرورت تأسيس دانشگاه آزاد اسلامي، گفت‌وگوي با امام و جلسات سران قوا، از اوضاع اقتصادي كشور و طرح‌هاي نيمه تمام دوران سازندگي، از فضاي سياسي كشور در سال‌هاي اخير و خلف وعده‌ها و فريبكاري‌ها، از سياست خارجي نامتعادل و اجماع جهاني عليه ايران، از دولت تدبير و اميد و ورزيدگي تيم ديپلماسي كشور و سرانجام گفت: خيلي‌ها تلاش مي‌كردند كه توافقات ژنو امضا نشود و حالا كه شد، خيلي تلاش مي‌كنند آن را به هم بزنند. امّا ملت ايران هوشيار است و الحمدالله رهبري هم در مقام ولايت كارگشا هستند كه در همين شرايط در سه مقطع نقش خود را به خوبي ايفا كردند:

تأكيد به اينكه رأي مردم، حق‌الناس است.
تيم مذاكره كننده، بچه هاي انقلابند.
از تلاش تيم ديپلماسي تشكر كردند.

مصلاي جمعه كرمان در عصر پنج‌شنبه

از هفته قبل كه خبر سفر آيت‌الله هاشمي رفسنجاني به استان كرمان در رسانه‌ها پخش شد، افراطيون تمام برنامه هاي خود را متمركز به ديدار مردمي ايشان در مصلاي جمعه كرمان كرده بودند و گفتند، آنچه نمي‌بايست مي‌گفتند و كردند، آنچه نمي‌بايست مي‌كردند.

امّا مردم كرمان در عصر پنج‌شنبه حماسه‌اي را در مصلاي جمعه خلق كردند كه مكمل هوشياري آنان در خلق حماسه سياسي مورد نظر رهبري در انتخابات 24 خرداد بود.

فضاي مصلا و خيابان‌هاي اطراف چنان مملو از زن و مرد بو كه ظريفي مي‌گفت؛ فكر نمي‌كنم كسي از كرمان در منزل خود مانده باشد.

شعارها لحظه‌اي قطع نمي‌شد، حتي در سخنراني شخصيتي چون آيت‌الله جعفري امام جمعه كرمان كه مورد احترام خاص مردم است. استاندار هم سخنراني كرد، امّا شعارهاي مردم نگذاشت تمام حرف‌ها را بگويد و يك نفر هم به نمايندگي از مردم بم، به مناسبت سالگرد حادثه زلزله سخن گفت و از آيت‌الله براي سفر به بم دعوت و تأكيد كرد كه مردم بي‌صبرانه منتظرند.

آيت‌الله كه در جايگاه حاضر شد، موج خروشان دست‌هاي مردم به آسمان رفت و شعار يك صدايي كه مي‌گفت: «صل علي محمد؛ ياور رهبر آمد»

آْيت‌الله هاشمي رفسنجاني چند بار از مردم تشكر كرد و گفت: «حالا ديگر نوبت من است كه صحبت كنم» و در آغاز از سابقه كرمان در تاريخ ايران گفت كه چگونه بر تارك و تمدن ايراني و فرهنگ اسلامي مي‌درخشند.

افراطيون كه فرصتي براي عرض اندام پيدا نكردند، مأموريت خود را به چند خانم دادند تا با شعار «مرگ بر آمريكا» سخنراني كسي را به هم بريزند كه سال‌ها قبل از پيروزي انقلاب به خاطر مقدمه «كارنامه سياه استكبار» در ترجمه كتاب «سرگذشت فلسطين» سال‌ها زنداني و شكنجه شد.

امّا موج خشمگين  مردم برخاست كه «مرگ بر افراطي» و آيت‌الله هاشمي رفسنجاني شعار آنان را تكميل كرد كه «مرگ بر اسرائيل» هم خوب است.

در ادامه نيز از انقلاب اسلامي و اهداف متعالي آن گفت كه به بركت خون شهدا و رهبري امام و رفاداري مردم، در درياي متلاطم زمانه به راه خود ادامه مي‌دهد تا ان‌شاءالله در ساحل نجات به دست منجي عالم بشريت (عج) برسد.

* * *

[ ديدار با علما]

 

آخرين برنامه اوّلين روز حضور آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در كرمان، ديدار با علماي استان در سالن اجتماعات مهمانسراي برق بود كه با تلاوت آياتي از قرآن شروع شد. پس از آن ابتدا آيت‌الله جعفري سخن گفت و سپس حجت‌الاسلام رستگاري روضه خواند و با ذكر مصائب كربلا، اشك‌ها را بر گونه‌ها جاري كرد.

نوبت به آيت‌الله هاشمي رسيد. از جايگاه علم در دين اسلام و مكتب تشيع و مبارزات علمي امام صادق(ع) گفت.

در ادامه به نقش روحانيت در انقلاب اسلامي و پيشگامي آنان در استان كرمان گفت كه شهيد باهنر، گل سرسبد روحانيت كرمان در سال‌هاي مبارزه و پس از آن است.

 

 

‌‌‌‌‌جمعـه

29 آذر ماه 1392 هـ.ش / 17 صفر 1435 هـ.ق /  20 December 2013 M 

[ در گلزار شهداي كرمان]

 

گويا دل فرمانده 8 سال دفاع مقدس براي همسنگران شهيدش تنگ مي‌شود كه وقتي وارد هر شهر مي‌شود، حضور در گلزار شهدا را برنامه ثابت خود مي‌داند. صبح جمعه گلزار شهداي كرمان حال و هواي ديگري داشت و خانواده هايي كه آمده بودند، وقتي آيت‌الله را ديدند، احاطه‌اش كردند تا با شعارهاي گرم خويش هم استقبال و هم بدرقه‌اش كنند.

* * *

[ بازديد از پارك علم و فناوري كرمان]

 

پارك علم و فناوري كرمان كه در محل دانشگاه تحصيلات تكميلي صنعتي و فناوري پيشرفته قرار دارد و حدود 30 كيلومتر از كرمان دور است، برنامه بعدي آيت‌الله هاشمي رفسنجاني بود كه در حين بازديد و در يك جلسه توجيهي به سخنان مسئولين گوش داد.

* * *

[بازديد از مركز جامع سالمندان سلامت]

 

گوناگوني برنامه هاي بازديد آيت‌الله در جنبه هاي زيباي سفرهاي ايشان به استان كرمان بود. پس از بازديد از پارك علم و فن‌آوري، به مركز جامع سالمندان سلامت رفت و با سالمندان به گفت و گو نشست و به گزارش‌هاي مسئولين گوش داد.

مركز جامع سالمندان سلامت كه در مسير جاده كرمان – بم قرار دارد، پناهگاهي مطمئن براي سالمنداني است كه جواني خود را براي مملكت و خانواده گذاشتند و الان به هر دليلي در اينجا شب‌ها را روز مي‌كنند.

* * *

[ بازديد از مركز آموزش علمي- كاربردي هواپيمايي ماهان]

 

آخرين برنامه آيت‌الله هاشمي رفسنجاني بازديد از مركز آموزش علمي – كاربردي هواپيمايي ماهان بود كه مهندس نقوي و كاپيتان مغفوري در حين بازديد و در جلسه توجيهي در «سميلاتور» گزارش دادند و گفتند كه هواپيمايي ماهان از آذرماه 1387 با دو فروند هواپيما آغاز به كار كرد و در حال حاضر 51 فروند هواپيما و 11 هزار صندلي داريم و سالانه 7 ميليون مسافر را در 28 مسير داخلي و 33 مقصد خارجي جابجا مي‌كنيم.

آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در سخناني كوتاه و با تأكيد بر اينكه «همراهان در هواپيما منتظر ما هستند» از مسئولين ماهان تشكر و ابراز اميدواري كرد كه بيشتر و گسترده‌تر در خدمت مردم باشند.

* * *

[ پايان سفر]

 

ساعت 13:28 دقيقه روز جمعه بود كه وقتي آيت‌الله هاشمي رفسنجاني به همراهان خويش در هواپيما پيوست، خلبان خسروتاج، با خوش‌آمد و يادآوري نكات ايمني، درباره شناسنامه سفر گفت: «به ياري خداوند قادر و متعال تا يك ساعت و 10 دقيقه ديگر در فرودگاه مهرآباد خواهيم بود. پس از عبور از آسمان يزد در ارتفاع 32 هزارپايي، با سرعت 652 كيلومتر در ساعت در حال پرواز هستيم و انشاءالله روزهاي خوشي را در استان كرمان سپري كرديد.»