مصاحبه آيت الله هاشمي رفسنجاني با روزنامه عربی زبان الوفاق

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در مصاحبه‌ای به سوالات خبرنگار این روزنامه عربی زبان در خصوص حمایت ایران از عراق، حمله عربستان به یمن و مذاکرات هسته‌ای پاسخ دادند.    

شرح کامل مصاحبه در ذیل می‌آید:

○ اخيرا ويكيليكس مداركي را درمورد وزارت خارجه عربستان منتشر كرد و اين يك سري مسائل را نشان داد؛ اين چقدر بر وجهه عربستان تأثیر دارد؟

● خوب اين جريان مضري است. آمريكا اين كار را كه عليه اش شد ضربه خورد ؛‌آن كسي كه اين كار را كرده الان خودش يك مركزي شده براي اينكه هرجا مي خواهند از او استفاده بكنند؛‌يك چنين ماجرايي را برايشان راه مي اندازد؛ در عربستان بيشتر ازهمه ؛‌چون عربستان يك كشور بسته اي بود و هست؛‌ روابط خارجي اش و اين مذاكراتش ؛‌اين مكاتبات ؛ اين اسنادي كه كسي نمي داند داخل عربستان است ؛‌كسي نمي داند ويا خيلي كم مي دانند؛‌اينها كه باز شد؛ ضمنا يك زمينه اي شده كه كساني هم كه مي خواهند دروغ بگويند از اين اسناد جعل مي كنند و هرچه خواستند مي گويند و هرجا خواستند ضربه بزنند يك چيزي منتشر مي كنند حالا تا تكذيب بشه و مردم باور كنن.. يك نقطه‌ي فتنه‌اي درآمد و به جایی رسیده که می‌بینید. حالابراي عربستان سنگين تمام مي شود و آثار منفي اش هم به اين آساني تمام نمي‌شود؛‌ كارهاي مثبت شان را كسي تبليغ نمي‌كند؛‌ منفي‌اش را تبليغ مي‌كنند.

○ الان حمايت ايران از عراق در چه حدي است؟

● ما الان عراق را مثل خودمان مهم مي دانيم؛‌مثل كشور خودمان؛  اولا كشور واقعا مهمي است؛‌هم از لحاظ نقطه جغرافيايي جاي مهمي است؛‌هم از لحاظ منابع طبيعي؛‌هم مردمش؛ اين مردمي كه از هزاران سال پيش اينجا منشا تمدن بوده‌اند؛ قانون حمورآبي از آنجا آمده و عراقي ها هم مردم خوبی هستند.

در زمان صدام به دلیل قدرت ديكتاتوري صدام اينها يك مجموعه واحد بودند ولي بعد از صدام آن مجموعه 3 بخش يا حتي بيشتر يعني 4 تا بخش متضاد شد وگاهي هم در حال جنگ كه كم كم دارد خودنمايي ميكند واين وضعشان نگران كننده است..

اگر ان شاءالله عقلانيت زعماي عراق ادامه پيدا كند و سعي كنند اين اختلافات سطحي را حالا چه مذهبي؛ چه قومي؛ چه هر چيز ديگري را كنار بگذارند ويك وحدتي روي تماميت ارضي خودشان ووحدت ملي شان ايجاد كنند عراق كاملا مي تواند كشور نيرومندي در منطقه باشد؛ ارتباط ایران با عراق هم جديد نيست؛‌ در رژيم قبل هم ايراني‌های زیادی آنجا بودند و عراقي‌های زیادی هم اینجا بودند؛ از زمان جنگ هنوز عده زيادي عراقي در ایران هستند و دارند مثل مردم ايران كار مي كنند؛ مرزمان هم تقريبا رفت وآمدش آسان است؛ اعتاب مقدسي كه آنجا هست و اينقدر براي مردم ما جاذبه دارد كه شما مي بينيد در اربعين يا عاشورا چه خبر مي شود؛ مردم اصلا عشقشان آنجاست؛ ‌اگر روزي مرز ما با آنها لغو رواديد شود؛‌ همیشه نصف مردم ايران در عراق هستند و نصف مردم عراق هم در ايران هستند‌؛ بله كمك هاي ما جدي است و به هيچ چيز هم محدود نيست؛ هرچيزي كه عراقي ها نياز داشته باشند و ما امكانش را داشته باشيم به آنها مي دهيم؛‌و البته روابطمان هم با دولت عراق همیشه خوب بوده است ،البته آقاي طالباني هم يك بار جمله اي گفته بودند كه غربي ها اظهار نگراني كرده بودند كه از اينكه شما داريد ايراني ها را مي آوريد و اين خطر است؛‌چرا اينجور رفتار مي كنيد؟  او گفته بود: مگر ايراني ها از عراق چه مي خواهند؟ الان كه همه مسئولين عراق از مريدهاي ايران هستند؛ ايران چه احتياجي دارد كه براي ما خطر باشد؛ بهتر ازما ديگر دوست پيدا نمي كند؛ ماهيچ خطري از ايران احساس نمي كنيم ؛‌او ما را نجات داده وبه اينجا رسانده و كمك كرده است.

و اين حرف كاملا حكيمانه و درست است ما در عراق هيچ طمعي نداريم و از عراق هيچ خطري در شرايط فعلي براي خودمان حس نمي كنيم و حفظ عراق و امنيت عراق را امنيت خودمان مي دانيم.

○ به نظر شما با توجه به همزماني جنگ عربستان عليه يمن با مذاكرات هسته اي در لوزان ؛‌این امر چه ارتباطي با آغاز اين جنگ دارد؟

● نميدانم! با گروه جديدي كه در عربستان آمده اند فقط سلمان را در يك مهماني كه در رياض بود چون ما را دعوت كرده بود يك بار باهم نشستيم و خيلي حرف زديم كه همين قدر مي شناسم؛‌ و با بقيه اشان آشنايي هم ندارم ووقتي هم كه مي رفتم آنجا با آن نزديكان بيشتر ملك عبدالله بود و اگر مسئولي هم داشتند، می‌آمدند. درست نمي دانم چرا اين اشتباه را كردند ؛‌گفتم كه اشتباه است؛ البته ظاهرا اينها براي اين است كه فكر ميكنند اين حوثي ها شيعه هستند والبته خوب اينها (حوثي ها) كه شيعه اثني عشري نيستند  و عمده آنها زيدي 4 امامي هستند ولي به هرحال به يك معنا شيعه هستند وجزو مجموعه شيعه حساب مي شوند؛ منتها 4 امامي؛ احتمالا آنها بااين شرايطي كه درست كرده اند با ايران ولبنان و عراق وسوريه و با همه احساس نگرانی می‌کنند.

گفتم در یمن اشتباه بزرگی کردند. بحرين نمونه خوبي است. آنجا بااينكه يك كشور عربي عضو شوراي همكاري است ولي لشكركشي كردند و آمدند عليه شيعه وارد شدند ودر يمن هم همينجور نگران هستند؛‌به خصوص كه  يمني ها ادعاي ارضي هم در عربستان دارند؛‌ولي حالا اشتباه كردند  دلايلشان را هم درست نمي دانم؛ شايد هم تحريك شدند؛ خوب اگر منصور هادي مي توانست بماند مي‌ماند؛‌ حالا فرض كنيد كه عربستان كمكشان كرد‌ مگر مي تواند بماند؟

○ آيا اين جنگ با مذاكرات هسته اي ارتباطي داشت؟ چون گفته مي شود كه عربستان مي ترسد ايران به توافقي برسد؛ مي گويند كه كشور عربستان و رژيم صهيونيستي از نتيجه اين توافق مي ترسند؟

● اگر هم مي ترسند راهش همان است که باید از راه صداقت در بيايند. البته عربستان و احتمالاً دیگر کشورهای منطقه اشتباه می‌کنند چون ‌ما كه ترس نداريم؛ ما كه بمب هسته‌اي را تحريم كرديم؛ چرا از ما بترسند. از اسرائیل باید بترسند.

البته عربستاني ها قبل از ما موشك هاي 3000 كيلومتر برد را از چين و جاهاي ديگر خريدند؛ سلاح هاي بسيار پيشرفته،  هواپيما و موشك ها و رادارهاي پیشرفته و همه چيز هم دارند. پايگاه نظامي هم آنجا دارند؛ ‌عربستان اصلا مي داند كه ايران تهديد نيست؛‌ما اگر واقعا به فكر قطع كردن روابطمان با عربستان بوديم آن 400 – 500 نفري كه در آن فاجعه مكه شهيد داديم به آساني نمي گذشتيم؛ ولي بعد براي اينكه روابط دو كشور عادي باشد آن طور رفتار كرديم.

○ در مصر انقلابي اتفاق افتاد و دومين رئيس جمهور هم بعد از انقلابشان آمد؛‌چرا روابط اين دو كشور بزرگ منطقه  اينطور است؟ الان ايران وتركيه در خيلي از مسائل با هم اختلاف دارند ولي روابط خوبي دارند چرا ايران ومصر به يك روابط متوازن نمي رسند؟ و روابط محقق نمي شود؟

● البته بايد اين سوال را بيشتر از مصري ها پرسيد؛‌ چون ما كه خواستار توسعه هستيم؛‌ما مردم مصر را عمدتا حالت اهل البيتي برايشان مي دانيم؛‌يعني انها واقعا اكثرا عاشق اهل بيت هستند ومشكلي با مردم مصر نداريم؛ چون همسايه هم نيستید كه اختلاف اينجوري داشته باشيم.  

ولي آنها در مجموعه اي در يك سپهري هستند اولا آمريكايي ها آنجا خيلي متنفذ هستند و ارتش مصر را عمدتا آنها تامين ميكنند و آنها هم اين ارتباط را نمي خواهند؛ ثانيا الان با عربستان سعودي و بعضي جاهاي ديگر هم بايد همكاري كنند؛ ثالثا اشكالاتي مثلا از حضور ما در سوريه و لبنان دارند و اخيرا عراق هم اضافه شده ما در افغانستان هم اين مشكلات را داشتيم آنها از طالبان حمايت مي‌كردند ما موافق نبوديم و خودم با ملك عبدالله زياد حرف زدم كه داريد اشتباه ميكنيد ؛ در پاكستان باز يه نوع از اين چيزا هست در بحرين ما به حضور نظامي شان معترضيم و مجموعه اينهابه اضافه آن نگراني هاي بي ربطي كه دارند. ما از همكاري با عربستان نگراني نداريم با همين حكام جديدشان مي توانيم با هم كار كنيم و رفت و آمد كنيم.

○ به نظر شما منطقه در خطر جنگ مذهبي است؟ به خصوص كه برخي گروهاي مخالف ايران خيلي مساله را ترويج ميدهند و اينكه اين مسأله حالا چه تاثيري بر روابط اسلامي – اسلامي گذاشته است؟

● الان از اين جهت بدترين زمان است يعني يك تهاجمي عليه شيعيان در سراسر اين كشورها داريم مي بينيم. يعني شيعه را مخالف اصلي در نظر مي‌گيرند و به انواع راهها دارند شيعه را در كشورشان تضعيف ميكند در صورتيكه شيعه اصلا براي آنها نه خطري است نه مشكلي. اصلا در سياست و ايدئولوژي شیعه اين نيست كه بخواهد با مسلمانان ديگر درگير باشد يك اشتباهي است كه اينها ميكنند واقعا ميتوانند روي بهترين دوست خود یعنی ایران حساب كنند. ولي در حال حاضر من احساس خطر می‌کنم. اين اختلافاتی كه دارد بيشتر می‌شود و گاهی به كشتار  مي‌رسد، ممكن است تعميق پيدا كند.

○ اگر شما بخواهيد چشم اندازي از آينده روابط با عربستان بگويد چگونه آن را توصيف ميكنيد؟

● 5-6 سال پيش در دولت گذشته آخرين سفري كه براي زيارت به عربستان رفته بودم. از من خواسته شده بود در اين سفر مسائل اختلافی با عربستان را حل كنيم ما بعد از یک مراسم شام كه مهمان آقاي ملك عبدالله بوديم در يك جلسه طولانی تا نيمه شب خيلي دير وقت آنجا نشستيم و ايشان هم با مشاورين نزديكش بودند. وزیر خارجه، مقرن و خيلي هاي ديگر هم بودند. بحث كرديم و به راه حلي رسيديم و راه حل ما اين شد كه بياييم 6-7 كميسيون مشترك تاسيس كنيم اولين و مهمترين اش براي امور مذهبي و به اصطلاح علمايي بود. يعني علماي دو طرف يك كميسيون داشته باشتد و اختلافاتي كه ظاهرا شيعه و سني دارند را بررسي كنند و راه حل برايش انتخاب كنند و مسؤولان دو كشور هم پشت اين نظريات بمانند تا مشکلات را کاهش بدهيم.  كميسيون دوم، مربوط به روابط دو جانبه و همكاري كميسيون اجرايي بود. همچنین يك كميسيون براي لبنان، يك كميسيون براي سوريه و یک کمیسیون براي عراق و يكي براي افغانستان و يك كميسيون براي بقيه كشورها با هم مشترك داشته باشيم كه دائما اين كميسيون ها با هم كار بكنند و جمع بندي كنند و نظرات را به هم نزديك كنند و مقامات عالي كشور هم اينها را زير نظر داشته باشند كه ارتباطشان با مقامات عالي باشد.

اين تصميم خوبي بود كه گرفتيم  هردو گفتيم اين راه نجات منطقه از اختلافات است ولي خوب من كه امدم اينجا كساني كه بايست اين كارها را اجرا می‌کردند،  نخواستند انجام بشود و آقاي سعود فيصل هم به دنبال من آمد كه پيگيري كند و پيگيري هايي هم شد و جلسه سفر اولشان خوب بود ولي بعد، هم در آنجا يك مقداري مشكلاتي پيدا كرد و يك مقدار هم كه ما مشكلاتي داشتيم وعملا بهم خورد. من اين را ميدانم كه ما الان در عربستان اداره‌ای به وجود بیاید و اگر كار مشتركي را شروع كنيم، در همه دنياي اسلام ميتوانيم اختلاف بين شيعه و سني را كم كنيم. چون سوريه يك كشور مستقلي است نه ما و نه عربستان حق نداريم برويم و سرنوشت آنها را رقم بزنيم ما باید مواظب باشيم كه آنجا اختلافات شيعه و سني و اين مسائل نباشد خودشان و مردم خودشان مسائل شان را حل كنند و به حل مشکلات كمك كنيم. عراق و لبنان هم همينگونه هستند جاهاي ديگر هم همينطور است. بناي مان بر اين شد من فكر ميكنم همين حالا هم بعد از گذشت  5-6 سال ميتوانيم اين موضوع را دوباره احيا كنيم البته متناسب با اوضاع امروز منطقه.

○ حضرت عالي روابط خوب و عمیقی با رهبر انقلاب داريد اگر برايتان امكان دارد اين روابط را توصيف كنيد ؟

● بله؛ ‌ما از جواني با هم دوست بودیم. من 5 سال از آقاي خامنه اي بزرگترم. اولين ملاقت ما در درس خارج آيت الله داماد بود كه باهم آشنا شديم ؛ ايشان از من كوچكتر بود؛ بعد هم رفاقتها عميق و در دوران مبارزه خيلي عميق تر شد وبعد از انقلاب ديگر زيادتر شد ؛ در همه كارها باهم كار مي كرديم؛‌در جنگ ودر هرجا كه شما فكر مي كنيد تا امروز ما همين ارتباطمان هست؛ اکنون من وجمعي كه ايشان در مجمع منصوب كرده‌اند سياست هاي كلي نظام را که در قانون اساسي از وظایف رهبري است؛‌آماده مي كنيم وبه ايشان مي دهيم؛‌و ايشان هم اگر تاييد كردند، ابلاغ مي كنند. عمده كار ما اين است و نظارت بر حسن اجراي سیاست‌های کلی نیز با ماست كه با واگذاری ایشان، بايد نظارت كنيم كه اجرا شود. درباره ديگر مسائل معمولي هم در ملاقات هايي كه داريم، بحث مي كنيم.

○ رابطه عاطفي  ودوستي تان را در يك جمله توصيف كنيد؟

● عاطفي هم همانطور است؛‌ما خيلي صميمي هستيم؛ من و هم ايشان، همديگر را خيلي دوست داريم؛ يك منظره كوچك آن در بيمارستان بود وقتی که ایشان جراحی كرده بودند عیادت من با ایشان در آنجا بسیار صمیمی بود و همان منظره‌اي شد كه ديديد.

من معتقدم كه در حال حاضر آیت‌الله خامنه‌اي در ايران جايگزيني به اين آساني ندارد؛ و ايشان الان محور اساسي هم برای حيات انقلاب و هم امنيت كشور هستند و ایشان مركز مديريت كشور است و ماهم بايد به ايشان كمك كنيم.